السيد الخميني
14
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
مملكت خودمان مىگذرد ، نداشته باشيم . اينها هم يك دستهاى ، مردمى بودند كه صالح بودند . يك دستهاى مىگفتند كه خوب ، بايد عالم پر [ از ] معصيت بشود تا حضرت بيايد ؛ ما بايد نهى از منكر نكنيم ، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هر كارى مىخواهند بكنند ؛ گناهها زياد بشود كه فرج نزديك بشود . يك دستهاى از اين بالاتر بودند ، مىگفتند : بايد دامنزد به گناهها ، دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت - سلام اللَّه عليه - تشريف بياورند . اين هم يك دستهاى بودند كه البته در بين اين دسته ، منحرفهايى هم بودند ، اشخاص ساده لوح هم بودند ، منحرفهايى هم بودند كه براى مقاصدى به اين دامنمىزنند . يك دستهء ديگرى بودند كه مىگفتند كه هر حكومتى اگر در زمان غيبت محقق بشود ، اين حكومت باطل است و بر خلاف اسلام است . آنها مغرور بودند . آنهايى كه بازيگر نبودند ، مغرور بودند به بعض رواياتى كه وارد شده است بر اين امر كه هر عَلَمى بلند بشود قبل از ظهور حضرت ، آن علم ، علم باطل است . آنها خيال كرده بودند كه نه ، هر حكومتى باشد ، در صورتى كه آن روايات [ اشاره دارد ] كه هر كس علم بلند كند با علم مهدى ، به عنوان « مهدويت » بلند كند ، [ باطل است . ] حالا ما فرض مىكنيم كه يك همچو رواياتى باشد ، آيا معنايش اين نيست كه تكليفمان ديگر ساقط است ؟ يعنى ، خلاف ضرورت اسلام ، خلاف قرآن نيست اين معنا كه ما ديگر معصيت بكنيم تا پيغمبر بيايد ، تا حضرت صاحب بيايد ؟ حضرت صاحب كه تشريف مىآورند براى چى مىآيند ؟ براى اينكه گسترش بدهند عدالت را ، براى اينكه حكومت را تقويت كنند ، براى اينكه فساد را از بين ببرند . ما بر خلاف آيات شريفهء قرآن دست از نهى از منكر برداريم ، دست از امر به معروف برداريم و توسعه بدهيم گناهان را براى اينكه حضرت بيايند ؟ حضرت بيايند چه مىكنند ؟ حضرت مىآيند ، مىخواهند همين كارها را بكنند . الآن ديگر ما هيچ تكليفى نداريم ؟ ديگر بشر تكليفى ندارد ، بلكه تكليفش اين است كه دعوت كند مردم را به فساد ؟ به حسب رأى اين جمعيت ، كه